بایگانی

Posts Tagged ‘حسین رونقی ملکی،بابک خرمدین’

ارجاع پرونده‌ی حسین رونقی ملکی به دادگاه انقلاب

ژوئن 29, 2010 بیان دیدگاه

خبرگزاری حقوق بشر ایران

رهانا: چند روز پس از پایان اعتصاب غذای حسین رونقی ملکی، وبلاگ‌نویس و فعال حقوق‌بشر، پرونده‌ی وی به جریان افتاده و هم‌اکنون برای بررسی بیش‌تر  و مطالعه، به شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب ارجاع شده است.

به گزارش خبرنگار رهانا، حسین رونقی ملکی در تاریخ ۲۲ آذر ماه سال گذشته به همراه برادرش که هیچ‌گونه فعالیت سیاسی و یا حقوق‌بشری انجام نداده بود بازداشت شده است. برادرش یک‌ماه بعد در حالی‌که به شدت شکنجه شده و از ناحیه‌ی مهره‌های کمر و تعدادی از دندان‌های‌اش دچار مشکلات فراوانی شده بود، آزاد شد.

خانواده‌ی حسین رونقی ملکی، (بابک خرمدین) شکایتی را علیه بازجویان حسن رونقی ملکی، برادر بزرگ‌تر حسین رونقی تنظیم و به جریان انداخته‌اند.

قرار بازداشت حسین رونقی ملکی برای مدت دو ماه تمدید شده است و از آزادی وی جلوگیری می‌شود. وی در طول زمان بازداشت، به شدت تحت شکنجه، برای انجام اعتراف‌های تلویزیونی قرار داشته است اما در برابر آن مقاومت کرده است.

Advertisements

سکوت گناه است

ژوئن 7, 2010 بیان دیدگاه

این نوشته را حسین در وبلاگ خود، رسوای زمانه، نوشته است:

آموخته ام ، ببینم ندیده ها را ، بشنوم نشنیده ها را ، بدانم ندانسته ها را ، بفهمم دوست داشتن ها و تنفرها را ، تصمیم بگیرم ، عمل کنم و محکم بایستم . خواستم سکوت کنم سخنی نگویم نشد ، دیدم که در این زمانه سکوت گناه است ، گناه هم انجام ندادن کار نیک است آری سکوت گناه است ! در زمانی که دختران و زنان ما بجای نوازش و محبت ، باتوم و خشونت نصبشان می شود ، زمانی که انسان ها به جرم گفتن حقایق در زندان ها هستند ، زمانی که خون هم میهنان خاک میهن را سرخ می کند ، زمانی که دروغ و ریا با ظلم خود را به مردم تحمیل می کند سکوت جایز نیست ، سکوت گناه است …

اکنون 176 روز است که حسین در زندان ضحاک است. حسین را از یاد نبریم…

تعداد امضاهای پتیشن برای نجات حسین به 300 امضا رسید

ژوئن 4, 2010 بیان دیدگاه

سپاس فراوان از شما یاران و همدلان برای امضای این پتیشن. از سه روز پیش تاکنون سیصد نفر این دادخواست را امضا کرده اند. با امضا این دادخواست به عزیزان در بندمان نشان دهیم که به یادشان هستیم و به زندانبانان شب نشین یادآوری کنیم که ما بیشماریم…

حسین رونقی ملکی(بابک خرمدین) فعال حقوق بشر در 22 آذر سال 1388 دستگیر شد. در طول این مدت اطلاع رسانی مناسبی در خصوص او و نیز کمپینی برای آزادی او شکل نگرفته است.
حسین یکی از مسئولان ایران پروکسی بود که برای مبارزه با سانسور اقدام به ساخت فیلترشکن می نمودند. او پیش از دستگیری تمام تمام وقت و انرژی خود را صرف اطلاع رسانی در خصوص زندانیان سیاسی و عقیدتی، تنظیم دادخواست و جمع آوری امضاء برای آزادی آنان، و وبلاگ نویسی در خصوص آزادی بیان می کرد.
پس از دستگیری اما حسین تحت فشارهای شدید روحی و جسمی قرار دارد برای حضور در مقابل دوربین تلویزیون جهت اخذ اعترافات و پذیرفتن اتهامات ساختگی. وی از تاریخ 2 خرداد در اعتراض به شرایط غیرعادلانه و فشار و بدرفتاری مسئولان زندان دست به اعتصاب غذا زد و سه روز بعد در تاریخ پنجم خرداد به سلول انفرادی در زندان اوین انتقال یافت.
رونقی ملکی در 10 خرداد اجازه یافت که ملاقات کوتاهی با خانواده خود داشته باشد و این سومین ملاقات او با خانواده پس از 6 ماه بازداشت است. مادر وی نیز در بیرون زندان دست به اعتصاب غذا زده بود. گفته می شود حسین هم اینک در شرایط بسیار بد جسمانی قرار دارد و به سختی قادر به تکلم است.
لطفا برای نجات حسین رونقی ملکی به این پتیشن بپیوندید همانگونه که او برای ما تلاش میکرد. برای محکوم کردن بی عدالتی و سرکوب از جانب رژیم جمهوری اسلامی اینجا را امضا کنید.

شرایط وخیم جسمی حسین رونقی ملکی در سلول انفرادی

ژوئن 3, 2010 بیان دیدگاه

دوشنبه شب حسین رونقی ملکی، وبلاگ‌نویس و فعال حقوق بشر طی تماس تلفنی خود از زندان اوین، شرایط جسمی خود را در سلول انفرادی، بد عنوان کرده است.

به گزارش خبرنگار رهانا، در این تماس تلفنی کوتاه، وی  شرایط و محیط سلول انفرادی را بد عنوان کرد و از آن‌جایی که لرزش صدای شدیدی در هنگام حرف زدن داشته است، خانواده‌ی وی به شدت نگران سلامت جسمی وی در زندان هستند.

وی از این پس در تماس‌های تلفنی خود از صحبت کردن در مورد شرایط جسمی خود منع شده است.

منبع خبر: رهانا

امروز صد و هفتاد و یکیمین روز بازداشت حسین است.

ژوئن 2, 2010 بیان دیدگاه

امروز صد و هفتاد و یکیمین روز بازداشت حسین است. قرار بود این وبلاگ روزشمار بازداشت حسین باشد. اما وردپرس سر ناسازگاری داشت و کدهای برنامه روزشمار را نپذیرفت.
این متن را حسین در وبلاگش برای مجید توکلی نوشته:

وجودت نازنینت را بنازم. فکر می کردم ایستادگی را کشته اند ، مردانگی را ربوده اند ، استقامت و شیردلی را قربانی کرده اند ، اما نه ! مجید را که دیدم فهمیدم که بزرگی انسان به اسم و رسم نیست ، نشان انسان پرچمی نیست که بالای سر می گیرد تا زیر آن دیده شود ! بزرگی انسان در وجود اوست ، نشان انسان انسانیت اوست و این تفاوت مجید با بزرگانی هست که اسم و رسم بزرگی دارند .
دلم برای باغچه می سوزد/کسی به فکر گل ها نیست/کسی به فکر ماهی ها نیست/کسی نمی خواهد/باورکند که باغچه دارد می میرد/که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است/که ذهن باغچه دارد آرام آرام/از خاطرات سبز تهی می شود/و حس باغچه انگار/چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست/حیاط خانه ما تنهاست/حیاط خانه ی ما/در انتظار بارش یک ابر ناشناس/خمیازه میکشد/و حوض خانه ی ما خالی است/ستاره های کوچک بی تجربه/از ارتفاع درختان به خاک می افتد/و از میان پنجره های پریده رنگ خانه ی ماهی ها/شب ها صدای سرفه می آید/حیاط خانه ی ما تنهاست …

برای نجات حسین رونقی ملکی (بابک خرمدین) این پتیشن را امضا کنید.

ژوئن 1, 2010 بیان دیدگاه

حسین رونقی ملکی(بابک خرمدین) فعال حقوق بشر در 22 آذر سال 1388 دستگیر شد. در طول این مدت اطلاع رسانی مناسبی در خصوص او و نیز کمپینی برای آزادی او شکل نگرفته است.
حسین یکی از مسئولان ایران پروکسی بود که برای مبارزه با سانسور اقدام به ساخت فیلترشکن می نمودند. او پیش از دستگیری تمام تمام وقت و انرژی خود را صرف اطلاع رسانی در خصوص زندانیان سیاسی و عقیدتی، تنظیم دادخواست و جمع آوری امضاء برای آزادی آنان، و وبلاگ نویسی در خصوص آزادی بیان می کرد.
پس از دستگیری اما حسین تحت فشارهای شدید روحی و جسمی قرار دارد برای حضور در مقابل دوربین تلویزیون جهت اخذ اعترافات و پذیرفتن اتهامات ساختگی. وی از تاریخ 2 خرداد در اعتراض به شرایط غیرعادلانه و فشار و بدرفتاری مسئولان زندان دست به اعتصاب غذا زد و سه روز بعد در تاریخ پنجم خرداد به سلول انفرادی در زندان اوین انتقال یافت.
رونقی ملکی در 10 خرداد اجازه یافت که ملاقات کوتاهی با خانواده خود داشته باشد و این سومین ملاقات او با خانواده پس از 6 ماه بازداشت است. مادر وی نیز در بیرون زندان دست به اعتصاب غذا زده بود. گفته می شود حسین هم اینک در شرایط بسیار بد جسمانی قرار دارد و به سختی قادر به تکلم است.
لطفا برای نجات حسین رونقی ملکی به این پتیشن بپیوندید همانگونه که او برای ما تلاش میکرد. برای محکوم کردن بی عدالتی و سرکوب از جانب رژیم جمهوری اسلامی اینجا را امضا کنید.

دموکراسی و احمد شاملو

ژوئن 1, 2010 بیان دیدگاه

برای آزادی حسین دعا کنیم. این پست را حسین روز قبل از دستگیری در وبلاگش رسوای زمانه گذاشته بود:

با ترس یا با ریش گرو گذاشتن / دموکراسی دس نمیاد / نه امروز نه امسال /  نه هیچ وختِ خدا./  منم مث هر بابای دیگه /  حق دارم /  که وایسم / رو دوتّا پاهام و /  صاحاب یه تیکه زمین باشم./  دیگه ذله شده‌م از شنیدن این حرف /  که: «ــ هر چیزی باید جریانشو طی کنه /  فردام روز خداس!»/  من نمی‌دونم بعد از مرگ /  آزادی به چه دردم می‌خوره،/  من نمی‌تونم شیکمِ امروزَمو / با نونِ  فردا پُر کنم./ آزادی /  بذر پُر برکتیه /  که احتیاج /  کاشته‌تش./  خب منم این جا زنده‌گی می‌کنم نه /  منم محتاج آزادیم /  عینه و مث شما.

احمد شاملو با شعرها و گفته های خودش احساس رو در وجود آدمی بیدار می کنه ، زمانی که وجودت سنگینی خاصی احساس می کند و هیچ حرفی پریشان حالی و دل گرفتگی تو را درمان نمی کند شعرهایش با تمام احساس آرامش را به وجود انسان باز می گرداند ، بسیاری از مواقع بیشتر بخوانید…